لبخند زدن سلامت بهداشت دریافت بهداشتی

لبخند زدن: سلامت بهداشت دریافت بهداشتی وزارت بهداشت اخبار اجتماعی

گت بلاگز اخبار حوادث هرچه گفتم رضایت‌بده از زندان بیرون بیایم گفت همانجا باش تا آدم شوی! ، حکم قصاص جهت مردهمسرکش

دو سال قبل کسبه محله‌ای در ورامین با پلیس تماس گرفتند و از کارد‌آجین‌شدن زنی جوان در یک فروشگاه لباس خبر دادند. بلافاصله مأموران خود را به آنجا رسانده و با جسد

حکم قصاص جهت مردهمسرکش/ هرچه گفتم رضایت بده از زندان بیرون بیایم گفت همانجا باش تا آدم شوی!

عبارات مهم : زندان

دو سال قبل کسبه محله ای در ورامین با پلیس تماس گرفتند و از کارد آجین شدن زنی جوان در یک فروشگاه لباس خبر دادند. بلافاصله مأموران خود را به آنجا رسانده و با جسد غرق در خون لاله روبه رو شدند.

کشور عزیزمان ایران نوشت:آنها ضمن تحقیق پی بردند این زن دو فرزند داشته که مدتی قبل از همسرش جدا شده است و بعد ازعقد موقت با مرد دیگری زندگی می کرده هست. همسر سابق لاله، بعد از دستگیری قتل را پذیرفت ،اما مدعی شد قصدی جهت کشتن همسرسابق اش نداشته است.بدین ترتیب بعد ازتکمیل تحقیقات، محاکمه متهم صبح دیروزدر شعبه دوم دادگاه کیفری استان پایتخت کشور عزیزمان ایران برگزار شد.

در ابتدای جلسه، پدر و مادر لاله به عنوان اولیای دم در جایگاه حاضر شدند و جهت داماد سابق ارزش درخواست قصاص کردند. پدر مقتول گفت: لاله به این علت که شوهرش بشدت بداخلاق و معتاد بود، از او جدا شد. این مرد دخترم را کتک می زد و شکنجه اش می کرد. هنگامی که هم به زندان افتاد، دخترم از او جدا شد و حضانت فرزند ها را هم گرفت، بعد هم جهت خودش مغازه لباس فروشی راه انداخت تا زندگی خود و فرزندانش را اداره کند.

هرچه گفتم رضایت‌بده از زندان بیرون بیایم گفت همانجا باش تا آدم شوی! ، حکم قصاص جهت مردهمسرکش

ضمنا به عقد موقت مردی هم درآمده بود و زندگی خوبی داشتند؛ ولی داماد سابقم مدام او را اذیت می کرد و دست بردار نبود. یک بار به مغازه دخترم رفته بود تا او را بکشد؛ ولی دخترم متوجه شده است و آژیر مغازه را به صدا درآورده بود و همسایه ها به کمکش آمده بودند، ولی بار دوم دخترم متوجه او نشده بود و قبل از اینکه واکنشی نشان بدهد با ضربات کارد از پا درآمد.» سپس دو فرزند نوجوان مقتول در جایگاه ایستادند و خواستار قصاص پدرشان شدند.

وقتی نوبت دفاع به متهم رسید، اتهام قتل عمد را رد کرد و گفت: «من لاله را خیلی دوست داشتم. ما زندگی خیلی خوبی داشتیم همه به زندگی ما غبطه می خوردند تا اینکه اختلاف بین من و همسرم اوج گرفت و لاله من را به خاطر مهریه و نفقه به زندان انداخت. چندبار به او گفتم رضایت بدهد تا از زندان آزاد شوم؛ ولی قبول نکرد. می گفت باید در زندان بمانی تا آدم شوی. درواقع او را برادرش جنبش می کرد چون برادرش از من بدش می آمد. هنگامی که از زندان بیرون آمدم، متوجه شدم بعد از طلاق ازدواج کرده که خیلی ناراحت شدم. ضمن اینکه نمی توانستم فرزند ها را ببینم و این عنوان اذیتم می کرد. روزحادثه هم می خواستم با چاقو او را بترسانم و روی بدنش خط بیندازم؛ ولی نمی دانم آیا او کشته شد.»

دو سال قبل کسبه محله‌ای در ورامین با پلیس تماس گرفتند و از کارد‌آجین‌شدن زنی جوان در یک فروشگاه لباس خبر دادند. بلافاصله مأموران خود را به آنجا رسانده و با جسد

پس ازپایان بیانات متهم، هیأت قضایی جهت صدور رأی دادگاه وارد شور شدند و صبح دیروز این مرد را به قصاص محکوم کردند.

واژه های کلیدی: زندان | زندگی | فرزند | فرزندان | اخبار حوادث

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs